تبليغاتX
.: ۩۞۩.•* *•.هواداران محسن چاووشی.•* *•.۩۞۩ :. Powered By : FarshadWeb.Com
۩۞۩.•* *•.هواداران محسن چاووشی.•* *•.۩۞۩

Home Contact Archive
FreeTemp Game Design By...
پيغام مدير

به وبلاگ ما خوش آمديد .
اميدوارم مطالب اين وبلاگ مورد استفاده شما قرار بگيرد.
در ضمن نظر يادتون نره

آمار و اطلاعات بازديدکننده

افراد آنلاين:2210
بازديدهاي امروز:
کاربر: Admin

جست و جو در اين وبلاگ



طراح قالب

طراح قالب :مهدي جعفري www.mehdi-asemoni.blogfa.com

با عرض سلام وخسته نباشيد خدمت تمامي كساني كه به وبسايت طرفداران و هواداران محسن چاووشي  سرزدند.اين وبلاگ كه بدليل اصرار دوستان وبخصوص آقاي محسن چاووشي از موزيك به اين مطالب جديد روي آورد.اميدوارم كه مطالب اين وبلاگ مورد پسند شما واقع شود. باتشكر.....  

                                                                                      مدير وبسايت : مهدي جعفري

TinyPic image

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 4:15


مطالب برتر وبسایت




...Coming Soon




مژده به هواداران محسن چاوشی
محسن چاوشی میخواد به هوادارانش یکی یه شاخه نیلوفر بده
آلبوم جدید محسن چاوشی : یه شاخه نیلوفر
انشا الله این البوم به زودی با مجوز ارشاد پخش خواهد شد(زمان پخش:نا مشخص)

 

دانلود

 

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:48


Videoکلیپ فوق العاده زیبا و استثنایی نفس بریده حاصل دسترنج ماهها تلاش بی وقفه کلیپ سازان وبسایت که جا داره همینجا صمیمانه از طرف خودم - محسن چاوشی عزیز و هوادارن از دوستانمون تشکر کنم و خسته نباشید بگم
همانطور که در کلیپ هم اشاره شده محسن عزیز هیچ نقشی در تولید و پخش این کلیپ نداشتند و این کلیپ صرفا جهت پخش و نمایش اختصاصی از این وبسایت برای هوادارن عزیز میباشد.
دوستانی که در تولید این کلیپ مارو یاری کردند:
کارگردان : حامد قانعی
فیلمبردار : سعید قانعی
بازیگر : جواد تقی زاده
ریمیکس صدا : Dj Black
با تشکر فراوان از:
حمید علیزاده - احسان ظهیری - محمد غلامعلی پور - علی حسنپور و محسن بمانی پور


صحنه هایی از کلیپ

دانلود در ادامه متن


صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:46


هواداران محسن چاوشي به شما

ورژن جديد آهنگ نفس بريده با همخواني محسن يگانه كه بسيار زيباست




پوستر نفس بریده

دانلود در ادامه متن



نفس بريده با همخواني محسن يگانه

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:44


اثر زیبا و به یاد ماندنی (چی بگم) با صدای فربد معدنی
آهنگساز و شاعر این کار محسن چاوشی بوده و تنظیم این اثر را شهاب اکبری عهده دار بوده است.
تدوین و کارگردانی کلیپ تصویری را نیز محمد سیحونی انجام داده است.

این اثر جنبه ای دیگر از توانایی های نهفته محسن چاوشی را در عرصه موسیقی به نمایش گذارده است.
ویدئو کلیپ با دو کیفیت و همچنین فایل صوتی با کیفیت بالا برای دانلود در ادامه متن موجود میباشد.





صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:42


چند Wallpaper جدید از محسن چاوشی (برای مشاهده سایز بزرگ روی عکسها کلیک کنید)








    

    


 








صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:36


بهرام رادان پس از دریافت سیمرغ بلورین بازیگری برای سنتوری روی صحنه رفت و گفت:
فیلمی فوق العاده ساختیم به نام سنتوری و من جزئی از کل بودم اما از داوران جشنواره تقاضا دارم پس از پایان جشنواره یک بار دیگر در خلوت خود سنتوری را ببینند.
من ممنونم از مهرجویی که نیازمند جایزه نیست
از محسن چاوشی - گلشیفته فراهانی - علیرضا بازل مدیر برنامه هایم و بقیه ماجرا را به مرتضی شایسته واگذار میکنیم که امیدوارم سنتوری برای مردم خوب پخش شود و ما جوابمان را از مردم بگیریم.
وقتی رادان از چاوشی نام برد تماشاگران حاضر او را با سوت و کف تشویق کردند.



زمانی هم که فرامرز فرازمند جایزه سیمرغ بلورین مردمی را برای این فیلم دریافت کرد و از بی اطلاعی گروه سازنده فیلم از مجوز نداشتن محسن چاوشی سخن گفت بخشی از حاضران در سالن با صدای بلند خندیدند.
برای محسن و هواداران محسن همین تشویق کافیست که نشان دهنده اقتدار و سربلندی محسن در این اثر است
همان خنده برای جناب فرازمند کافیست تا به اشتباه خود پی ببرد و بفهمد پایمال کردن حقوق دیگران آن هم کسی که موفقیت این فیلم مدیون صدای گرم اوست برای مردم غیر قابل قبول است و جامعه پذیرای اینگونه بهانه های بچه گانه نیست.
ولی ای کاش دیگر عوامل این فیلم هم معرفت بهرام رادان را داشتند و خستگی کار را به تن محسن نمیگذاشتند.




صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:33


مصاحبه جدید و خواندنی محسن چاوشی با مجله چلچراغ







متن کامل مصاحبه در ادامه متن



فيلم منتخب تماشاگران جشنواره امسال از همان روزهايي که زمزمه ساخته شدنش شنيده مي شد، حاشيه ساز بود. از نگاه هميشه فلسفي و گاه تلخ داريوش مهرجويي که اين بار فضايي موزيکال را در کنار تمام خصوصيات خاص فيلم هايش نشانه رفته بود تا دست به دست شدن بازيگر نقش اول آن و در کنار همه اين ها حضور خواننده اي که رکوددار آهنگ ها ی داخلي است، همه نشانه هاي ساخت فيلمي متفاوت ولي تماشاگرپسند بود. محسن چاووشي چند سالي مي شود که جزو شناخته شده ترين خوانندگان داخلي است. اگرچه آلبوم ها و آهنگ هاي او پشت سر هم لو مي روند و سر از سايت هاي اينترنتي و ماشين و خانه هاي مردم در مي آورند و حتي فروشگاه هاي موسيقي هم آلبوم هاي او را در کنار ساير خوانندگان قرار مي دهند و مي فروشند، بدون اين که هيچ نفع مالي و حتي روحي و معنوي برايش داشته باشند.
او اين روزها با اين که از اکران فيلم سنتوري خوشحال است، اما با دلگيري از اتفاقاتي که براي او در حين اکران فيلم افتاده صحبت مي کند. در حين گفت وگو سعي مي کند بسيار گزيده و حساب شده کلماتش را انتخاب کند و حتي بعضي مواقع يا ضبط را خاموش مي کند و يا مي خواهد که قسمتي از حرف هايش را ننويسم. هر چند مي گويد که با اتفاقات اين گونه چندان بيگانه نيست و از اين رفتارها زياد ديده است.
قرار گفت وگو را در خانه اي که او با پدر و مادرش در آن زندگي مي کند، مي گذارم. خانه اي در مناطق مرکزي تهران که آپارتمانهايش معمولا متراژي 70-80 متري دارند. در طبقه دوم يکي از همين آپارتمان ها در اتاقي 9 متري روبه روي هم نشسته ايم. اتاقي بسيار ساده که موسيقي و ترانه هاي متن فيلم سنتوري در اين اتاق ساخته و ضبط شده اند. در اتاق به غير از يک کامپيوتر با باندهايي بزرگ و يک کيبورد موسيقي که روي دسته هاي يک صندلي گذاشته شده ، وسيله ديگري براي انجام کارهاي موسيقي ديده نمي شود. بر روي ديوار هم يک تابلو با اسامي پنج تنآل عبا به همراه يک پوستر معمولي از تصوير خودش است. ظاهرا اين تنها عکسي است که از او چهره اي مشخص و واضح را نشان مي دهد. مي گويد: «اين عکس را دوستم با موبايلش گرفت. کيفيت خوبي ندارد، اما نمي دانم چي شد که يک هفته بعد پوسترش را ديدم که مي فروشند. اين را هم که مي بيني به ديوار زده ام. يکي از دوستانم برايم آورده وگرنه من که از عکس و عکاسي و تصوير خودم فراري ام» و مي خندد.
محسن چاووشي در فيلم سنتوري چهار ترانه خوانده، اما تنها توانسته يک بار و با هزار زحمت و رفيق بازي فيلم را ببيند. آن هم در جشنواره، نه جاي ديگر: «نه آقاي مهرجويي و نه هيچ کس ديگري از من براي ديدن فيلم دعوت نکردند. براي ديدن فيلم خودم رفتم و توي صف ايستادم. يکي دو ساعتي در صف بودم، بالاخره هم بليت گيرم نيامد. به هر زحمتي بود با يکي از دوستانم هماهنگ کردم و رفتم داخل و فيلم را ديدم. خيلي فيلم خوبي بود. واقعا از بازي بهرام رادان لذت بردم. وقتي قسمت هاي موزيک و خواندن شروع مي شد، واقعا تعجب مي کردم. بهرام رادان به قدري خوب حس کارها را گرفته بود و همراه آهنگ ها لب مي زد که فکر مي کردم خودش کارها را خوانده و صدا، صداي خود بهرام است.»

اگر تا مدتي قبل شايع بود که مي گفتند بازيگران فيلم هاي سينمايي ايران بايد از فيلتر محمدرضا شريفي نيا بگذرند و انتخاب شوند، اين بار انتخاب خوانندگان فيلم ها را هم مي توانيد به ادامه شايعات قبلي وصل کنيد. در انتخاب محسن چاوشي، ردپاي محمدرضا شريفي نيا ديده مي شود. در حين ساخت موسيقي و ترانه هاي فيلم اتفاقات جالبي براي محسن چاوشي افتاده است که هر کدام به گفته خودش، براي او خاطره شده اند و او هنگام تعريف کردنشان مدام لبخند مي زند و با خوشي از آنها ياد مي کند: « سال قبل بود که پيشنهاد ساخت ترانه هاي فيلم سنتوري به من داده شد. آن روزها من چندان وضع مالي خوبي نداشتم. آلبوم لنگه کفش هم لو رفته بود و شرايط روحي ام خيلي بد بود. برادرزاده آقاي شريفي نيا تماس گرفت و پيشنهاد همکاري از طرف آقاي مهرجويي و شريفي نيا را مطرح کرد. آدرس را گرفتم و به دفتر آقاي مهرجويي رفتم و با هم صحبت کرديم. آقاي مهرجويي گفت که تمامي کارهاي من را گوش کرده و مي خواهد در اين فيلم ساخت آهنگ را به من بسپارد. فکر مي کنم آقاي مهرجويي يک دروغ به من گفت و من هم يک دروغ به او. او گفت که همه آهنگ هاي من را شنيده و دوست دارد و من هم گفتم که همه فيلم هايش را ديده ام و دوست دارم. به هر حال فيلمنامه را گرفتم و بدون قرارداد، قرار شد ترانه ها را بسازم. فيلمنامه را به حسين صفا و امير ارجيني، دو ترانه سرايم نشان دادم و قرار شد که آنها ترانه ها را بسته به فضاي فيلم گويند. حتي در يکي از ترانه ها، اسم «رفيق من» بيشتر قافيه ها بر وزن و قافيه سنتور است. ترانه ها تاييد شد، شروع به ساخت ملودي ها کردم. همان طور که گفتم آن روزها وضع مالي ام اصلا خوب نبود و براي هماهنگي با آقاي مهرجويي مجبور بودم هر روز از خيابان خوش تا اقدسيه بروم و چون هر روز پول کرايه را نمي توانستم بدهم، مجبور شدم با يکي از دوستانم که چند سال بود با هم قهر بوديم آشتي کنم تا با ماشينش بتوانم به دفتر مهرجويي بروم...» به اين قسمت حرفش که مي رسد، با صداي بلند مي خندد و سرش را تکان مي دهد، انگار خجالتي که خاص خود اوست مي گويد حتي براي ساخت و ضبط ملودي هايش هيچ وسيله اي نداشته: «من يک کيبورد هم براي زدن آهنگ هاي اوليه و تنظيم ملودي هاي نداشتم و همه فکرم بحث مالي کار بود. وقتي ديدم اتفاقي نمي افتد و آبي از کسي گرم نمي شود، پيش يکي از دوستانم رفتم و کيبوردش را چند روزي قرض گرفتم و با هزار بدبختي کامپيوتر دوست ديگرم را امانت گرفتم. وقتي آهنگ ها را ساختم و با کامپيوتر ضبط کردم، تازه سختي کارم شروع شد. مانده بودم وکال و صدا را چطور ضبط کنم؟ مادرم گفت به پنجره پتو مي زند تا صدا داخل نيايد. پنچره ها را پتو زديم. مشکل ديگر پيدا کردن ميکروفن صدابرداري بود. همان روز رفتم کيبورد را پس دادم و به جايش ميکروفن دوستم را دوباره قرض کردم. براي آرام تر بودن محيط و ضبط صدا با کيفيت خوب مجبور بودم شب ها ضبط کنم. ساعت 2:30 شب که مي شد، شروع به ضبط کارها مي کردم. همه باندها را مي بستم که صدا به اسپيکر و بلندگوها نرود و صدايم در آهنگ پژواک نکند. مدام با هدفون کار را گوش مي کردم و مي خواندم.»

 


اما در موسيقي فيلم، اردوان کامکار هم سنتور زده است و قطعاتي که در فيلم مي بينيد و مي شنويد تنها تفاوتشان با نسخه هايي که محسن چاوشي در آلبوم هايش به بازار فرستاده داشتن صداي سنتور است: «اتفاقا درباره استفاده از صداي سنتور من خودم خيلي تمايل داشتم. به نظرم قطعاتي که سنتور دارند و سنتور بعدا به آنها اضافه شده، قشنگ تر از قطعات اوليه اند. من روز اول از حضور اردوان کامکار هيچ اطلاعي نداشتم و با وضعيتي که از موقعيت مالي ام در آن روزها گفتم، براي اضافه کردن ساز سنتور به موسيقي ها خيلي سختي کشيدم. چون مجبور شدم بروم قم پيش يکي از دوستانم به اسم مهدي حسيني که نوازنده و مدرس سازهاي سنتي است و از او بخواهم صداي سنتور را هم به قطعات اضافه کند. وقتي که قطعات کامل شد و آقاي مهرجويي کار را شنيد، آنها را پسنديد و خيلي خوشش آمد و حتي يکي از آهنگ ها را دو بار در فيلم به کار برد. وقتي گفت که سنتور را قرار است آقاي کامکار بزند، شوکه شدم. بيشتر ناراحتي ام براي وقت و هزينه اي بود که گذاشته بودم. تا لحظه آخر به من درباره حضور آقاي کامکار چيزي گفته نشده بود.»
محسن چاوشي علاقه اي به گفتن مبلغ دستمزدي که براي ساخت چهار تراک و قطعه فيلم سنتوري گرفته، ندارد. اما هنوز مردد است مبلغي که گرفته کل دستمزدش بوده يا نه: «اگر بخواهم حساب کنم پولي که به من داده شد، پول سه قطعه شعرم بود که به شاعرها دادم. من براي اين کارها خيلي سختي کشيدم و هنوز نمي دانم پولي که به من داده شد پول شعرها بود يا تمام کار.»
فرصتي نشده تا او درباره تمام مسائل و مشکلات با کارگردان فيلم صحبت کند و از اين بابت ناراحت است: «من با مهرجويي صحبت نکرده ام، چون از وقتي که آهنگ ها را تحويل دادم، ديگر نديدمش و صحبتي با هم نکرديم. البته به اين برخوردها و به اين وضعيت عادت کرده ام.» ضبط را خاموش مي کند و حرف هايش را که بيشتر حالت درد دل دارد، شمرده تر و با خونسردي بيشتري ادامه مي دهد و در نهايت قول اين را مي گيرد که چيزي درباره شان ننويسم.
در بين حرف هايش دوباره به بازي خوب بهرام رادان برمي گردد و ادامه مي دهد: «سيمرغ بلورين جشنواره واقعا حقش بود. وقتي فيلم را ديدم زنگ زدم و به خاطر بازي اش به او تبريک گفتم و تشکر کردم و او هم متقابلا چنين برخوردي کرد. رابطه ام با بهرام خوب است. در حين ساختن آهنگ ها، يکي دو جلسه او را در دفتر مهرجويي ديدم و روزي که در دفتر، کارها را اجرا کرد، ديدم که خيلي خوب لب مي زند. البته دوستانم مي گفتند که هميشه يک هدفون همراهش بوده که در وقت هاي بيکاري مدام آهنگ ها را گوش و تمرين مي کرد. به همين دليل هم است که واقعا عالي حس کارها را درآورده و آهنگ ها روي لب زدنش نشسته است، طوري که حتي خود من هم فکر کردم با صداي خودش مي خواند.»
محسن چاوشي وقتي فيلم را در سينما ديده، سخت تحت تاثير بعضي قسمت هاي آن قرار گرفته است و حتي گريه هم کرده است: «در صحنه اي که بهرام رادان، تمام زندگي اش را از دست داد و اعتيادش به بيشترين حد رسيده، در بيابان چادري زده و آنجا زندگي مي کرد، در صحنه اي که داشت سوسيس سرخ مي کرد معتادها يکي يکي داخل چادر او مي آمدند و او سوسيس هاي خودش را با مهرباني به آنها مي داد تا بخورند، وقتي که همه غذايش را داد، خوردند، باز رفت و از نايلکس سوسيسي درآورد و شروع کرد به سرخ کردن و دادن به معتادهاي ديگر، در آن صحنه تحت تاثير بازي و نفس کارش قرار گرفتم. آهنگ رفيق من هم که روي آن صحنه ها در حال پخش بود، گريه ام را درآورد.»

محسن چاوشي با اين که در تيتراژ پاياني هيچ اسمي از خودش نديده، عصباني و حتي شوکه هم نشده و با هيچ کس هم براي پيگيري و اعتراض تماس نگرفته است: «وقتي کارم را براي فيلم شروع کردم، پيش بيني تمام اين اتفاقات را کرده بودم و مي دانستم شايد کارم حذف شود، يا صدايم را از روي آهنگ ها بردارند و يا بعضي از قسمت هايش را اصلاح کنند. به همين دليل وقتي اسمم را در تيتراژ پاياني نديدم، اصلا تعجب نکردم. فقط دلگير شدم، از افرادي که وقتي کارشان به نتيجه مي رسد همه چيز را فراموش مي کنند. به هيچ کس هم زنگ نزدم. از اين رفتارها زياد ديده ام. ولي واقعا خوشحال شدم وقتي که اسم حسين صفا و امير ارجيني را به عنوان ترانه سرا ديدم. من هم اگر حقم باشد به حقم مي رسم. همه صداي من را مي شناسند و نيازي به قايم باشک بازي نيست».
شايد با پخش صدا و موسيقي محسن چاوشي در فيلم «سنتوري» او خود به خود مجوزدار شده باشد. به هر حال صداي او از رسانه اي همگاني که از فيلترهاي خاصي هم بايد مجوز پخش بگيرد، پخش شده است. اما او خودش اين موضوع را قبول ندارد و مي گويد: «قبل از فيلم سنتوري، صدا و آهنگ هاي من از تلويزيون هم پخش شده اند و تلويزيون بارها آهنگ امام رضا (ع ) و کربلاي من را پخش کرده. در مقايسه با همگاني بودن و نظارت، سينما قابل مقايسه با تلويزيون نيست. دوستانم گفته اند که چند بار آهنگ «بچه هاي اهواز» هم در ساعت هاي اوليه بامداد از تلويزيون پخش شده. من واقعا نمي دانم وقتي کارهايم از تلويزيون هم پخش مي شوند، چرا به من مي گويند غيرمجاز؟»
وقتي اسم آهنگ بچه هاي اهواز را مي برد، دلش مي گيرد و از حال و هواي جنوب و جنگ صحبت مي کند، محسن چاوشي بچه خرمشهر است و خانواده شان، جزو آخرين خانواده هايي بوده اند که زمان جنگ شهر را ترک کرده اند و هر چه که داشته اند، گذاشته اند و بيرون آمده اند و زماني که برگشته اند با ويرانه هايي غيرقابل شناسايي مواجه شده اند: «همه جاي ايران زندگي کرده ايم، از کرمانشاه و مشهد و کرج تا تهران. ما آواره جنگ بوديم. همه چيزمان را در جنگ از دست داده بوديم. شايد تلخي بعضي از آهنگ هايم در ادامه همين حس باشد. خيلي کم دلم مي آيد که به خرمشهر بروم و آنجا را ببينم. خرمشهر و جنوب پر از خاطره هاي من است.»
محسن چاوشي اين روزها چهار پيشنهاد خوانندگي و ساخت موسيقي فيلم از کارگردانان مطرح سينماي ايران دارد که مي خواهد فعلا اسمي از آنها نبرم. به نظر مي رسد او کم کم بعد از دوازده سال به قول خودش فلاکت و حق خوري ، به حقش در موسيقي رسيده است. او در بيست و هشت سالگي اش تصميم دارد هر طور شده اولين آلبومش را به طور رسمي به بازار بفرستد، به همين دليل تمامي فعاليت هايش را به خانه و اتاق کوچک و ساده اش منتقل کرده است تا ديگر نتيجه اعتماد به دوستانش، لو رفتن ملودي و آهنگ هايش نباشد. او تصميم گرفته که فعلا با هيچ مجله اي گفت وگو نکند و رابطه هايش را کمتر کند و تمامي تمرکزش را روي آلبوم جديدش بگذارد.

ترانه هايي از فيلم سنتوري
«زخم»
من با زخم زبون هات رفيقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عميقم
با توام که داري به گريه م مي خندي
کاش بياي و به من دل ببندي
تنها بودن يه کابوس شومه عزيزم
کار دل نباشي تمومه عزيزم
«رفيق من»
رفيق من، سنگ صبور غم هام
به ديدنم بيا، که خيلي تنهام
هيشکي نمي فهمه، چه حالي دارم
چه دنياي رو به زوالي دارم
مجنونم و دل زده از ليلي ها
خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جووني هام نشوني
پير شدم، پير تو اي جووني
تنهايي بي سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ کس نيومد
به تنهائيت سري نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بيار و مرد باش...
اگر بياي همون جوري که بودي
کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده
هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه
هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد
هميشه محتاجه به نور خورشيد
-----------------------------------------------------------------------------------------
 محسن چاووشي، به كلوب «مجازها» پيوست ..

SALIJOON .IR

يك شركت توليد آثار موسيقايي در ايران، به زودي چند آلبوم موسيقي جالب توجه را به بازار عرضه مي كند كه اولين آلبوم رسمي «محسن چاووشي» هم در بين آن ها ديده مي شود.

چاووشي آهنگساز جواني است كه از حدود دو سال پيش با پخش غيرمجاز چند كار نيمه حرفه اي اش، به عنوان يك خواننده زيرزميني سبك پاپ، در ميان جوانان ايران محبوبيت پيدا كرد.

چاووشي در ابتداي كار خود، از سوي بسياري متهم شد كه در سبك خوانندگي، تلاش مي كند با تقليد صداي «سياوش قميشي» (آهنگساز و خواننده مقيم لس آنجلس)، نظر شنوندگان موسيقي را جلب كند، ولي به تدريج و با جدي تر شدن فعاليت هايش صداي محسن چاووشي هم تغيير كرد؛ هر چند كه اين تغيير در بسياري موارد با نرم افزارهاي ارزان قيمت كامپيوتري، ميسر شده بود.

با اين وجود، اين خواننده اهل مسجد سليمان، همچنان در كنار خوانندگاني چون «مجتبي كبيري»، «محمد زارع» (با نام جعلي كيارش قميشي!)، «راما» و... به عنوان يكي از پيروان متعدد قميشي كهنه كار شناخته مي شد.

اما برخلاف جريان آب، بهمن ماه سال گذشته، هنگامي كه فيلم «سنتوري» ساخته «داريوش مهرجويي» در جشنواره فيلم فجر اكران شد، بسياري از منتقدان سينمايي، صدا و موزيك محسن چاووشي را پديده جشنواره بيست و پنجم فجر دانستند!

در اين فيلم «بهرام رادان» ستاره خوش چهره سينماي ايران، در نقش يك خواننده و نوازنده، چند قطعه از كارهاي چاووشي را لب خواني مي كند.


بهمن ماه سال گذشته، هنگامي كه فيلم «سنتوري» ساخته «داريوش مهرجويي» در جشنواره فيلم فجر اكران شد، بسياري از منتقدان سينمايي، صدا و موزيك محسن چاووشي را پديده جشنواره بيست و پنجم فجر دانستند!

در اين فاصله حدود سه آلبوم و چندين تك ترانه از ساخته هاي چاووشي بين علاقه مندانش دست به دست مي شد. حتي اجراهاي اختصاصي او براي فيلم مهرجويي هم از اين ماجرا مستثنا نشدند و پيش از اكران عمومي سنتوري، ناخواسته به خارج از استوديو ضبط راه پيدا كردند.

از شروع همكاري محسن با عوامل ساخت اين فيلم تا اكران آن در جشنواره، اين پروژه هنري با حاشيه هاي پر سر و صدايي همراه بود؛ ابتدا خبر توقيف فيلم به دليل استفاده از صداي چاووشي به گوش رسيد. سپس در جشنواره، اسم اين خواننده از تيتراژ فيلم حذف شد. اين روزها هم خبر مي رسد اختلاف نظر او با سازندگان سنتوري، منجر به حذف موزيك هاي او و جايگزيني خواننده اي ديگر شده است.

حتي در بازار داغ شايعات، برخي گفته اند كه شايد خود بهرام رادان، ترانه هاي مورد نياز اين فيلم را اجرا كند.

به هر حال چاووشي با هاله اي سنگين از شايعه و شنيده ها در اطراف نامش، اين روزها سخت به دنبال سامان دادن به يك آلبوم جديد است؛ آلبومي كه قرار است با كسب مجوز و به صورت مجاز در دسترس هوادارنش قرار بگيرد.

اسم اين آلبوم «يك شاخه نيلوفر» است و قرار بود در زمان برگزاري نمايشگاه كتاب تهران (اواسط ارديبهشت ماه) منتشر شود، اما به دليل مشكلات حاشيه اي، چاووشي هنوز موفق نشده كه آلبوم خود را براي انتشار آماده كند.

گرفتن مجوز صداي اين خواننده و پخش مجاز اين آلبوم، البته كار سختي بود كه خود محسن هرگز موفق به اين كارنشد، ولي سرانجام شركت «آواي باربد» با ارتباطات خوب خود و نفوذي كه در مركز موسيقي اداره ارشاد اسلامي دارد، موفق به اين كار شده است

شركت «آواي باربد» پيش از اين هم آلبوم هاي جالب توجه بسياري را منتشر كرده است؛ آثاري كه قبلا در بازار ايران بي سابقه يا كم سابقه بودهاند: آلبوم هايي از «عبدالحليم حافظ» و «عمر خيرت» (خوانندگان مشهور مصري)، اريك كلپتون، ريچي بلكمور، اينگوي مالمستين، آندره آ بوچلي، اِرا، سكرت گاردن، عليحان (دودوك نواز آذربايجاني) و... يا موزيك متن فيلم هايي مثل: گلادياتور، مصائب مسيح، ماتريكس و... از جمله آثاري هستند كه در برابر ديدگان حيرت زده ناشران ديگر، با نام «آواي باربد» به بازار موسيقي فرستاده شدند.

البته مجموعه آثار دوست داشتني اين شركت، گاهي هم انتقاد برانگيز بوده اند. از جمله انتشار بي اجازه منتخبي از آثار گروه «Axiom of Choice» تحت عنوان آلبوم «واقعه»، يا كتاب «زمزمه هاي يك شب سي ساله» منتخب سروده هاي «ايرج جنتي عطايي» كه به گفته شاعر، آن هم بدون اجازه به بازار آمده است.

ضمن اينكه بخشي از آلبوم هاي منتشر شده توسط اين شركت، آثار غير ايراني هستند كه با كمترين هزينه ممكن و در غياب قانون كپي رايت، سود سرشاري نصيب شركت مي كنند! سودي كه شركت هاي ديگر انتشار آثار موسيقي نيز از آن غافل نيستند.

دايره تلاش هاي اين شركت براي كسب مجوز پرفروش ها به جايي رسيد كه كمي پس از مرگ «ويگن»، باربدي ها اعلام كردند مي خواهند منتخبي از كارهاي اين خواننده قديمي ايراني را منتشر كنند.

اما در حالي كه در اين مدت بارها چند ترانه مشخص ويگن از راديو و تلويزيون ايران پخش شده بود، آن ها موفق به اين كار نشدند. در عوض، گرفتن مجوز و انتشار دو آلبوم از كارهاي «داريوش رفيعي» (خواننده چهار دهه پيش) و وعده انتشار آلبوم جديد «فرامرز اصلاني»، از برگ هاي برنده «آواي باربد» به حساب مي آيند.

آلبوم اخير «دل مشغولي ها» نام دارد و فرامرز اصلاني با موزيك هايي از «آرميك» منتخبي از آثار قديم و جديد خود را در آن عرضه خواهد كرد.

يكي ديگر از مهم ترين آلبوم هاي آينده «آوي باربد» كه مخاطبان هم براي شنيدنش بي تابي مي كنند، كاست مجاز «محسن نامجو» است.

اين شركت موفق شده مجوز آثار نامجوي محبوب را هم بگيرد و همين روزها آلبوم «ترنج» نيز با آثاري كه از اشعار كلاسيك در آن ها استفاده شده، منتشر خواهد شد.

از ديگر آثار در دست انتشار باربد بايد از اين ها نام برد: «برگ و باد» با صداي «محمدرضا هدايتي» بازيگر مجموعه هاي طنز عامه پسند تلويزيون ايران، «اسير» اولين آلبوم «عليرضا قميشي» (پسر سياوش قميشي كه در شيراز زندگي مي كند و مورد غضب پدر مشهورش است!)، «زمزمه هاي يك شب سي ساله» شعرخواني با صداي ايرج جنتي عطايي، «فقط نگاه مي كنم» آلبوم جديد «حامي»، «پياده روهاي پاريسي» عاشقانه هاي «Gary Moore»، دو آلبوم از «Leonard Cohen»، دو آلبوم موزيك سرخپوستي و چند آلبوم غير غير ايراني ديگر كه طبق معمول بدون توجه به قانون حقوق سازنده، يعني همان كپي رايت معروف، عرضه خواهند شد.

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:32


مصاحبه جدید محسن چاوشی با مجله همدل








 

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:31


بازتاب گسترده انتشار خبر حذف صدای محسن چاوشی از فیلم سنتوری
بازتاب خبر مجوز ندادن به سنتوری بخاطر صدای خواننده فیلم در مطبوعات کشور (عصر اقتصاد - اندیشه نو- اعتدال - اعتماد - ابتکار - همبستگی - قدس - حیات نو - کائنات - کارون - توسعه - صبح اقتصاد - خراسان و راه مردم)




مشاهده تصاویر در ادامه متن



برای مشاهده سایز واقعی روی تصاویر کلیک کنید.




صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:30


روزنامه فرهنگ آشتی منتشر کرد:









ادامه مطلب را در ادامه متن دنبال کنید.



قصه ی مجوز برای آثار محسن چاوشی و بن بست ارشاد واقعا به کتابچه ای از سوالات گنگ و جوابهای نا معلوم تبدیل شده و این موضوع بیشتر به یک تسویه حساب شخصی شبیه شده که جای بسی تامل برای یک ارگان فرهنگی داره!!!
از طرفی پخش آهنگ امام رضا از رسانه ملی آن هم به دفعات و از طرف دیگر مجوز ندادن به سنتوری به خاطر صدای محسن سوالات زیادی در اذهان عمومی بوجود آورده جالب اینجاست که در سریال من نه منم هم که از صدا و سیما مدتیست در حال پخش است در صحنه هایی از فیلم صدای آهنگ کوچ محسن چاوشی به وضوح قابل تشخیص است.
با این اوصاف واقعا دلیل این همه سرسختی ارشاد با صدای محسن چیست؟؟؟!!
یعنی واقعا یک ارگان فرهنگی در یک کشور اسلامی تریبون غرض ورزی و تسویه حسابهای شخصی شده؟؟؟اگر این دلیل سماجت ارشاد نیست گوشهای زیادی منتظر شنیدن علت این برخوردهاست.
در رابطه با مطلب روزنامه فرهنگ آشتی هم جالبه متن مجله روزهای زندگی در رابطه با بهرام رادان را هم مد نظر داشت:

مجله روزهای زندگی شماره 279 صفحه 24 ویژه نوروز 86

بهرام رادان نه ساز نه آواز
بهرام رادان بی شک یکی از بازیگران سینماست که خیلی زود توانست پله های موفقیت را با دانش و تجربه پشت سر بگذارد او امسال هم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به دست آورد.
رادان در نقش علی سنتوری ایفاگر نقش یک خواننده و نوازنده معتاد بود او با اینکه در این فیلم نقش یک سنتورزن ماهر و خواننده خوش صدا را بازی کرده است اما نه ساز میتواند بزند نه اهل آواز خواندن است.
در سنتوری او فقط نقش یک سنتورزن حرفه ای را بازی کرده و محسن چاوشی هم بجای او در این فیلم میخواند.بهرام در دوستی بسیار سختگیر است و دوستان معدودی دارد که فقط با آنها معاشرت میکند او هر چند خوشرو و مهربان است اما به سادگی تن به گفتگو نمیدهد.

با این تفاسیر و این کلاف سر در گم مجوز برای آثار محسن برداشت آزاد با شما!!!...

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:29


مصاحبه جدید محسن چاوشی با ماهنامه نسیم شرق
ضمن عذر خواهی از دوستان بخاطر تاخیر در آپلود سایت و تشکر از دوستان خوبمون در سایت Mchavoshifans.com
برای دیدن مصاحبه در ابعاد بزرگ روی عکس کلیک کنید.






همچنین دوستانمون در سایت Mchavoshifans.com زحمت کشیدند و در اعتراض به مجوز ندادن به آثار محسن چاوشی طوماری تهیه کردند که از همه هواداران میخوام این طومار رو از طریق لینک زیر امضا کنند تو این شرایط این تنها کمکیه که حداقل از لحاظ روحی میتونیم به محسن عزیز بکنیم.

صدف گذاري شده توسط مهدی جعفری از میانکوه در شنبه 1386/03/05 و ساعت 2:28


سلام دوستان
نمیدونم این مطلب رو از کجا شروع کنم
نمیدونم اصلا نوشتن این مطلب درست هست یا نه ؟؟!! در هر صورت شخصا اصلا علاقه ای نداشتم موردی پیش بیاد که ناگزیر به نوشتن اینگونه مطالب بشم.
سایت هواداران محسن چاوشی مثل خود ایشون علاقه ای به حاشیه پردازی نداره
ما دوست داریم تا جایی که ممکنه مسائل پیش پا افتاده رو از راههای منطقی حل کنیم ولی چه کنیم که جماعتی که مورد خطاب این مطلب هستند از تنها چیزی که ذره ای بهره نبردند منطقه!!!...
چند روزیه رو بعضی از سایتها شاهد کلیپی هستیم از محسن چاوشی که به دروغ به ایشون نسبت داده شده و مسلما این عمل برای محسن عواقبی به همراه خواهد داشت.
عامل تولید و پخش این کلیپ سایتیه که متاسفانه علی رغم تماسهای تلفنی و درخواستها و تذکرات ما اعتنایی نکردند که در ادامه متن به اون هم اشاره ای خواهیم داشت.
سایت هواداران به خودش این اجازه رو داده تا این کلیپ رو به نقد بکشه
نقد این کلیپ و اخبار جدیدی از محسن چاوشی را در ادامه متن دنبال کنید.



قبل از نقد این کلیپ از کلیه هواداران عذر میخوام اگر مجبورم در این نقد گاهی ادب رو زیر پا بذارم!...
اگه شرم نمیکردم از آهنگی که متاسفانه رو این کلیپ گذاشته شده مطمئن باشین این نقد زمین تا آسمون فرق میکرد با چیزی که الان هست

کلیپ هنری متاسفم
اثری از ذهن خلاق 2 کودک یا شاید 2 بیمار روانی
با معرفی بازیگری توانا جناب شاسکول منگل نژاد که در تصویر زیر مشاهده میکنید

 

متاسفانه این کلیپ دیر تولید شد و افتخار حضور در جشنواره فیلم فجر رو نداشت والا نتیج جشنواره رو تکون میداد
همانطور که در تصویر میبینید در این کلیپ از مانیتور ال سی دی هم استفاده شده پس نشون میده سطح و لول کاری این کلیپ سازان قحار بسیار بالاست در ضمن تبلیغات شرکت ای ام دی رو میبینیم که نشون دهنده برد تبلیغاتی این کلیپه


دقیقا نمیتونم بگم این کلیپ کجا ضبط شده ولی مطمئنا سمساری محل هم نقش بسزایی در این کلیپ ایفا کرده تصویری رو که میبینید تصویر میز تلویزیون جناب قاسم نژاده که برای فروش به این محل آورده شده
ببینید:

وبا زهم جلوه ای دیگر از تبلیغات حرفه ای در این کلیپ

تبلیغ شرکت معتبر گیگا بایت که ظاهرا هزینه گزافی برای همین سکانس متحمل شده

 

بلهههههههههههه در اینجاست که کلیپ به اوج هنرنمایی خودش میرسه

شک نکنید

بله درست حدس زدید گله مراد داره گریه میکنه

 

این تصویر هم که گویاست این تابلو هنری اثر لئوناردو ونگوک هم که از موزه لوور آلمان به محل ضبط آورده شده فروشیه طی صحبتهایی که با سازندگان کلیپ داشتیم گفتن این تابلو برای بازگردانی مخارج کلیپ به معرض فروش گذارده شده

تا اینجای کلیپ هیچکی نمیدونست که جناب منگل نژاد مسیحی هستند آهااا راستی ظاهرا اینجا فیلمبردار دستش خورده رو دکمه ntsc  و از حالت pal  خارج شده لذاست که صحنه ادای احترام به مریم مقدس بصورت رنگی ضبط شده